
سلام خوبید؟ به هیچ وجه خوب نیستم حتی بدتر از همیشم.اعصابم از دست مامانم خورده دیگه تحمل ندارم از فروردین تا الان دیدید که چندبار رفتیم بیمارستان دفعه چهارم باز پریروز رفتیم.واقعا خسته شدم یعنی چی؟ هربار میگم اینبار دیگه درست میشه دفعه قبلی دو روز وایساد دکتر مرخص کرد و بعد ارو داد گفت باید ازمایش بده یه هفته بعد نرفت بده. هر چی هم بهش گفتم اصن اصعاب منو خورد کرد.الان بعد 25 روز دوباره حالش بد شد دوباره رفتیم بیمارستان اینبار یه روز وایساد میگه منو مرخص کن خسته شدممممممممممممممممممممممممدیگه تحمل ندارم بهش میگم یعنی چی؟ اینبار تازه آزاد هم رفتیم بیمارستان خودش نمیدونه که، تکمیلی دیگه سقفش پر شده بود. بهش میگم خب وایسا دیگه یعنی چی از من لااقل خجالت بکش این همه دربه در میشم خب وایسا درست دیگه...
ادامه مطلب
سلام امروز انتخابات و من . و هزار بار با خودم گفتم کجایی عزیزم؟ بعد هی بغض کردم رئیس جمهور عزیزدلم مث یه رویا بود اصلا .بازم گل آفتابگردون رو میبینم .زیباترین گل بزرگ دنیا که خیلی راحت و ریلکس با گرمای دم نقظه ی جوش کاشون کنار میاد و عین خیالشم نیس راستش دیدن گلبرگای زرد و بزرگش شادم میکنه. خیلی دوسش دارم. هر سال تمام سعیمو میکنم که بکارم و نگاش کنم.نمیدونم چیکار کنم از روز و شب هم هیچی نمیفهمم. توی یه مسئله ی پیچیده ای افتادم که اصلا نمیذاره فکرم آزاد باشه. مامانم فقط حرف یکی از دکترای خودمو گوش میکرد حالا هر چی میگفت ولی دکترم رفت تهران. الانم یه بار ویزیت انلاینشو پرداخت کردم ولی جواب نداده و پس دادن. دیگه ویزیت انلاین هم نداره. شمارشو هم انگار عوض کرده.این دکتر هم خیلی خوبه ولی مامانم اص...
ادامه مطلب
شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: بین دو حاکم در تردیدم، چه کنم؟امام فرمودند: عادل، صادق، فقیه و با تقواترین را انتخاب کن.-اگر به تشخیص نرسیدم؟امام فرمودند: ببین افراد متدین به کدام مایلند؟-اگر نفهمیدم؟امام فرمودند: بنگر مخالفان آیین ما کدام را بیشتر می پسندند، او را کنار بگذارو ببین کدام بیشتر آن هارا خشمگین میکند، او را برگزین. بخوانید...
ادامه مطلب
شِمریم ، اگر روز ستم خاموشیمخون است، اگر آب خنک مینوشیمآنسوی جهان کربوبلایی برپاستما هم دلمان خوش است مشکیپوشیمسلام امروز پنج شنبه میباشد الانم دم ظهره یعنی دقیقا قبل از اذان ظهر.راستش اصلا از سرنوشتم تا شب اطلاعی ندارم که پابرجا خواهم بود یا به فنا میرم چون زیاد کار دارم.میخواستم از این طرف حیاطمون عکس بگیرم از درختای انار ولی به دلایلی مبهم نیمتونم ولی بلاخره درختیا انار رو هرس کردم بابامم کمک کرد چون بینهایت سخت بود شاخه های خیلی ضخیمی داش که باید ارّه میکردیم. من که عمرا از بابام توقع کمکی ندارم چون اصلا اهل کار کردن توی خونه نیس یه سری هرس کردم خسته شدم رفتم بالا استراحت کنم بعد بابامم برا اینکه ثابت کنه منم کمکی کردم شاخه ها رو از بالکن بالا و پائین اورده بودم توی حیاط روی بقیه ی شاخ...
ادامه مطلب
سلام بر عشقان خفته اندر بيدار ميخوام يه بحث فلسفي براتون بكنم آقا در يه برهه از زمان در مورد يه قضيه اي اينقد تعصب و غيرت داشتم و ناراحت ميشدم كه ميگفتم اگه همچين چيزي به وقوع بپيوندد من به شخصه قالب تهي خواهم نومود ولي الان ميبينم با به وقوع پيوستنش،انگار يه بار خيلي عظيمي از رو شونه هام برداشته شد احساس راحتي خيلي زيادي كردم و اصن انگار قضيه اي كه نصف بيشتر مغزمو فرا گرفته چند ساله، يه باره از مغزم پوووووووف شد رفت.فكر نيمكردم اينقد احساس راحتي بكنم واقعا خدا رو شكر ميكنم خيلي خوبه ادم مشغوليات فكري نداشته باشه و فكرش آزاد بشه.اين احساس رو دوس ميدارم خيلي خوفه. تجربش لذت بخشه.خلاص شدن ذهن واقعا لذت بخشه صبر كنيد واستون قضيه رو نخاشي كنم.خودتون تفسير كنيد قضيه رو يا علي راستي اينبار مي...
ادامه مطلب