
سلام بچه هاببخشید من زیاد نیتسم چون دوباره دو روز بیمارستان بودم واسه مامانم. به دکترش گفتم که نمیتونه 7 تا سرم رو بزنه سخته واسش دوباره بستریش کنه بعد دو روز بستریش کرد مامانمو و فک کنم پریروز بود اومدم نمیدونم دیگه.به خدا اصن نمیدونم چه موقعی هس چه روزی هس چه تاریخیه اصن روز و شب و ماه و این چیزا حالیم نیس دیگه.همون بخش شهر اشباح هم بودم هنوز آرزو نکرده که دیگه نبینمشون همشونو خیلی کامل و واضح فول اچ دی دیدم . دیگه نمیدونم والا یه ذره قد سوزن واسم اعصاب مونده هیچی دیگه. یه خورده خودمو بسازم. همچنان حوصله غذا خوردن ندارم و همچنان وزن کم میکنم.یه خورده حالم بهتر بشه ی خورده باز قوی بشم سرحال بیام فعلا که حتی حوصله ندارم حرف بزنم خونوادمم سوالی میپرسن اصن جواب نمیدم یا سرسری یه چیزی میگم کوتا...
ادامه مطلب